
فکر نمیکردم روزهای بارداریم اینجور بگذره؟
هر روز صبح از خواب بیدار میشم میگم ااا خواب نیست چرا؟!! چرا من از این خواب بیدار نمیشم؟
فکر نمیکردم ر...ی که اینقدر منو دوست داشت اینقدر ازم دور باشه و اینقدر براش مهم نباشم؟!...
اینقدری غمگینم که حتی همکار تازهم که هیچ صنمی باهاش ندارم یه جمله میگه من اشک تو چشام جمع میشه و انگار که لبریزم و با هرچی اشکم درمیاد و این خجالت زده م میکنه...
برچسب:
نویسنده: سینا کوشکی